حضرت مولانا
بشنو این نی چون شکایت می کند ...
كزازي افغاني يا ترك ناميدن مولانا را بيشتر سخني از سر شوخي و بذله و مزه و مزاح مي‌داند كه نمي‌توان آن را به جد گرفت و بر آن بنياد كرد.

دکتر کزازی
فارس: ميرجلال‌الدين كزازي، احمد جلالي و سيدمحمد بهشتي به افغاني ناميدن مولانا واكنش نشان دادند؛ كزازي تأكيد كرد كه در عصر مولانا، كشوري به نام افغانستان در جغرافياي جهان وجود نداشته است.

گاردين چندي پيش فهرست صد اثر داستاني برتر تاريخ را كه شامل نام نويسنده و اثرش بود، منتشر كرد كه در ميان آثار فارسي، بوستان و گلستان سعدي، هزار و يكشب و مثنوي مولانا به چشم مي‌خورد. اما گاردين مثنوي مولوي را بهترين اثر داستاني ادبيات افغانستان ذكر كرده بود.

* افغاني يا ترك ناميدن مولانا از سر شوخي است ...

ادامه مطلب
[ یکشنبه شانزدهم تیر 1392 ] [ 17:34 ] [ محمد علی چراغزاده ]
درود بر یاران بیدار دل حضرت مولانا ...

دیر هنگامی است که زمانی برای گذار به این دنیای مجازی را پیدا نکرده ام و حال که این فرصت دست داد بر خود لازم می دانم از تمام دوستان و اساتید گرامی که برایم مطلبی گذاشتند و یا به وبگاهشان مرا فرا خواندند و من توان پاسخگوییشان را نداشتم پوزش بطلبم .

اما از هرچه بگذریم سخن دوست خوشتر است ...

و  خوشتر آن باشد که سر دلبران       گفته آید در حدیث دیگران ...

در این باره به دیدگاه برخی از اندیشمندان و بزرگان درباره حضرت مولانا و کتاب شریف ایشان - یعنی مثنوی _ خواهم پرداخت و در این میان به دیدگاه حضرت آیه الله خامنه ای و شهید مطهری و علامه جعفری و عارف واصل ، علامه سيدعلی آقای قاضی نیز اشاره خواهم کرد :

حضرت آیه الله خامنه ای در صحبتی که با جمعی از شاعران در تاریخ 25/6/1387 داشتند درباره مثنوی معنوی این گونه فرمودند:
در بخشهائی از غزلهای حافظ هم شعر مذهبی وجود دارد. البته  من عقیده ندارم که همه‌ی غزلهای حافظ اینجوری است، اما بخش  مهمی از غزلهای حافظ در واقع شعر مذهبی به این معنائی است   که مورد نظر ماست؛ یعنی بیان معرفت و بیان حقایق الهی است   در یک قالب خاصی؛ کمااینکه مثنوی مولوی هم یک گنجینه‌ای از   همین افکار الهی و معارف الهی است.
ایشان در ادامه فرمودند :
یك بخش مهمى از شعر آئینى ما می تواند متوجه مسائل عرفانى و معنوى بشود. و این هم یك دریاى عظیمى است.شعر مولوى را شما ببینید.اگر فرض كنید كسی به دیوان شمس به خاطر زبان مخصوص و حالت مخصوصش دسترسى نداشته باشدكه خیلى از ماها دسترسى نداریم و اگر آن را كسى یك قدرى دوردست بداند،مثنوى، مثنوى؛ كه خودش میگوید: و هو اصول اصول اصول الدین.واقعاً اعتقاد من هم همین است. یك وقتى مرحوم آقاى مطهرى از من پرسیدند نظر شما راجع به مثنوى چیست،همین را گفتم.گفتم به نظر من مثنوى همین است كه خودش گفته:و هو اصول اصول اصول الدین .ایشان گفت :كاملاً درست است،من هم عقیده ام همین است.
و حال که دیدگاه دو اندیشمند بزرگ جهان تشیع - شهید مطهری و مقام معظم رهبری -درباره این شخصیت بزرگ و اثر عظیمش یعنی مثنوی روشن شد بر خود لازم می دانم که دیدگاه اندیشمند فقید علامه جعفری را نیز بازگو نمایم  ... ( جناب علامه اگرچه نقدهایی هم به مثنوی دارند ولی در این باره جانب انصاف را رعایت کرده و خوبی های این کتاب شریف را نیز گفته اند ... )
ایشان در صفحه 9 از مقدمه جلد اول کتاب شزیف تفسیر و نقد و تحلیل مثنوی جلال الدین محمد بلخی این گونه می نویسند :
در این که جلال الدین دارای روح پر از سوز عشق به موجود برترین بوده است جای تردید نیست . اگر کسی در این باره به خود اجازه شک بدهد ، یا گفته های این مرد را در کتاب مثنوی به طور شایسته درک نکرده است ، یا مبتلا به غرض ورزی است ...
و جالب است که بدانید حضرت علامه جعفری در صفحه 12 همین مقدمه مثنوی را یکی از بزرگترین آثار فرهنگ اسلامی می خواند ...

علامه سيدعلی آقای قاضی، عطار، مولوی و ابن‌عربی را شيعه می‌دانست و به «فتوحات مكيه» و «مثنوی» مولوی علاقه‌مند بود؛ علی‌اكبر مرندی از استاد خود، قاضی نقل كرده كه وی بر خواندن مثنوی معنوی تأكيد داشت ...

و اما دیدگاه اندیشمندان غیر ایرانی :

پروفسور اریک جئو فاری (مولاناشناس سرشناس آمریکایی):
در سال‌های اخیر اشعار، اندیشه و دیدگاه‌های مولانا در غرب، به شدت گسترش یافته و محبوبیت فراوانی کسب کرده است. شاعری که همچون آفتاب روشن، درخشان و تمام ناشدنی است. بی تردید نمی‌توان سروده‌های او را، به زمان خاصی محدود کرد. زیرا مولانا و اندیشه‌های وی بازتابی از شرایط روزگار معاصر است.
 
او در نهایت آزادگی تلاش دارد تا خودآگاهی را در سرشت خوانندگانش تقویت کرده و به نگاه و نگرش آن‌ها به زندگی و هستی، سمت و سو دهد. سروده‌های آهنگین و موسیقایی وی آکنده از حیرت، شگفتی و پرسش‌های فلسفی است.
 
پرسش‌هایی که به زیباترین و دل انگیزترین وجه، انسان را از دلبستگی‌ها می‌رهاند و به تردیدهای تشویش آلود فلسفی وی ، معنا می‌بخشد. بی‌شک مولانا در بیشتر سروده‌های بی بدیلش، ستایش خرد را در خدمت مدنیت و خودباوری قرار می‌دهد.

آلن داگلاس (استاد دانشگاه جورجیای آمریکا):
مولانا علاوه بر این که بر علوم اسلامی ‌تسلط و چیرگی خاصی دارد، در ارائه و بیان عقایدی که تا حد زیادی با ایده‌های هستی شناسانه غرب همخوانی دارد بی همتاست. به نوعی می‌توان او را شاعر، حکیم و فیلسوفی دانست که نماد آزاداندیشی دینی است. زیرا در سروده‌هایش پیوسته تلاش دارد تا خود و دیگران را از قید قوانین خشک، تحجرآمیز و انعطاف ناپذیر دنیوی برهاند.

وی در مقام یک شاعر و ادیب، مروج ارزش‌هایی رنگ باخته چون دوستی، محبت، عشق، وفاداری، حقیقت و پیمان داری است. به همین سبب می‌توان مدعی شد سروده‌های مولانا با برخی از بهترین اشعار غربی هماوردی می‌کند و حتی گاه از آن‌ها پیشی می‌گیرد.
 
این شاعر و حکیم نامدار انگار از پیش با زندگی و فلسفه غربیان آشنایی داشته است. به همین سبب نیز در مغرب زمین در مقایسه با دیگر شاعران پارسی گو، از محبوبیت و شهرت بسزایی برخوردار است. وی در بیشتر سروده‌هایش با زبان و بیانی سرشار از عشق و آزادگی، ارزش‌های فلسفی و اخلاقی زندگی را ترنم کرده است.

ایرما گاراپین (استاد دانشگاه آخن آلمان):
آلمانی‌ها دلبستگی و علاقه فراوانی به مولانا، سروده‌ها و اندیشه‌های وی دارند. او شاعر صلح و دوستی است. زیرا در بیشتر اشعارش، انسان‌ها را به مدارا، گفت و گو، عشق و معنویت فرامی‌خواند.

او در سروده‌هایش که سرشار از نوعی حس دلنشین است خواننده اش را، به سفری احساسی و عرفانی دعوت می‌کند. سفری برای ابراز عشق، صلح و دوستی. شاید به همین سبب است که مثنوی وی در سال‌های اخیر، جزو پرفروش ترین کتاب‌ها، در آلمان بوده است. مولانا شاعر، عارف، فیلسوف و اندیشه پردازی است که نزد بیشتر اندیشمندان، فرهیختگان و عموم مردم آلمان، جایگاهی بس والا دارد.

سروده‌ها و بیان ادبی وی آن چنان بی آلایش، ساده، به دور ازتکلف و بی پیرایه است که همگان را شیفته حکایت‌های موزون، دلنشین و تاثیرگذارش کرده است.

رابرت بیلای (شاعر و منتقد ادبی مشهور آمریکایی):
مولانا در جهان اسلام به همان اندازه محبوب، مشهور و یگانه است که «ویلیام شکسپیر» در جهان ادبیات انگلیسی. بی تردید هر خواننده غربی با خواندن سروده‌های وی شیفته حلاوت، عمق اندیشه سرشار از عرفان و معنویت مولانا می‌شود.
 
در حقیقت اشعار مولانا نوعی افکار عرفانی، دینی و فلسفی است که با کشش و دلربایی خاصی، خواننده اش را به شور، وجد، هیجان و نشاط می‌آورد و به او فرصت اندیشیدن درباره زندگی و هستی را می‌دهد. اگر امروز جهان غرب تا بدین حد شیفته مولانا، سروده‌ها، افکار عرفانی و نگرش هستی شناسانه وی شده، به این خاطر است که نحوه بیان او به نحو شگفت انگیزی موشکافانه، منطق پذیر، سرشار از قریحه و آزاداندیشانه است.

شاعران ایرانی دیگری ازجمله حافظ و سعدی که شهرت جهانی فراوانی هم دارند، از دوستی، عشق، وارستگی و ایمان سخن گفته اند. اما بی شک هیچ یک از آنان جایگاهی هم شأن و هم تراز مولانا ندارند.

بیل مایرز (شاعر، منتقد ادبی و روزنامه نگار آمریکایی):
چنین به نظر می‌رسد که فهم مفاهیم و آموزه‌های اسلامی‌، بدون شناخت مولانا و سروده‌هایش به سختی امکان پذیر است. به همین سبب است که نمی‌توان منکر رنگ و بوی جاودانگی سروده‌های مولانا شد. آرامش، جذبه، شیفتگی، خودآگاهی و عشق، در تک تک ابیات او موج می‌زند. اشعار او را نمی‌توان فقط از یک وجه، مورد تفسیر قرار داد.

زیرا در عین پیوستگی ظاهری، سروده‌هایی چند لایه اند. اشعاری که معنویت، اخلاق، وجد، سرور و آزادگی را با هم دارند. مولانا در عین اندوه و درد، از شادی و شور و سرزندگی سخن می‌گوید.

همان گونه از موهبت ایمان می‌گوید که از لذت دلدادگی و شیفتگی . بیان نکته سنج، ظریف، بی همتا، آهنگین، سلیس و منحصر به فرد، سروده‌های به دور از تکلف و پیچیدگی مولانا را زبانزد جهانیان کرده است.
اکنون بیشتر خوانندگان اشعار و حکایات وی، خود را در دنیای مولانا شریک می‌دانند. انگار که سال‌هاست مولانا در میان آن‌ها بوده و با آنان زندگی می‌کرده است.

ارنست رنان (پژوهشگر ادبی کانادایی):
بی شک مولانا در نهایت ایجاز و با بیانی ساده و بی آرایه، فلسفه زندگی و هستی را، در سروده‌هایش به بهترین وجه ممکن بازتاب می‌دهد. به گونه ای که گستره وسیعی، برای جولان فکری خوانندگانش فراهم می‌آورد.
او هیچ نیازی نمی‌بیند که اشعارش را، با ایهام، اشاره، پرده پوشی و کنایه به مخاطب عرضه کند.
 
عطر افکار فلسفی و عرفانی مولانا در قالب مثنوی‌ها و حکایت‌های صریح و بی پیرایه، در سراسر جهان پراکنده شده است. او شاعری است که همانند هیچ کس، جز خودش نیست.مولانا در نگرش، ایده پردازی و فلسفه اش، به حقایقی اشاره می‌کند که کمتر شاعری در غرب به آن‌ها توجه کرده است.
 
وی در قالب مفاهیمی‌چون وجد، سرور، شک، حیرت، مرگ، دوستی، صلح، آرامش و گریز از علایق دنیوی، در سروده‌هایش به نحو تاثیرگذاری به بازتاب پریشانی‌ها، رنج‌ها، اضطراب‌ها، ترس‌ها و ناامیدی نسل امروز می‌پردازد. در حقیقت سخنانش ترانه‌هایی تکان دهنده است. سروده‌هایی که انسان گمگشته کنونی را از حیرت و سرگردانی می‌رهاند.

ویلیام ساروت (مدیر انتشارات آکسفورد انگلستان):
پس از گذشت قرن‌ها هنوز هم سروده‌های دلنشین، جذاب و تاثیرگذار مولانا، نزد شاعران روشنفکر غرب و اروپا زمزمه می‌شود. سروده‌هایی که به سبب چیرگی و تسلط وی بر ادبیات، عرفان، اخلاق، معنویت و فلسفه، هرگز طراوت و تازگی خود را از دست نمی‌دهند.
 
بی تردید نمی‌توان نقش و تاثیر مولانای پارسی زبان را در جهان علم، فلسفه و ادبیات نادیده پنداشت. سروده‌ها، اندیشه‌ها و تفکرات فلسفی مولانا، او را به عنوان اسطوره آزاداندیشی در ادبیات جهان، جاودانه و ماندگار ساخته است. از طرفی سادگی، سلاست، سلامت و صراحت، به سروده‌های وی نزد جهانیان، محبوبیتی دوچندان بخشیده است.

کلمن بارکز (شاعر و مترجم آمریکایی اشعار مولوی):
مولانا یک آموزگار و مرشد است که سروده‌هایش همچون بارقه ای، اکنون سراسر جهان را درنوردیده است. او نه تنها یک شاعر که حکیم، عارف و فیلسوفی دریادل و بی پرواست. نگاه و نگرش او به جهان پررمز و راز، از وی چهره ای بی همتا ساخته است که بر شهرت و محبوبیت او در غرب می‌افزاید.وی با توجه به آرایه‌های ادبی زیباترین ترانه‌ها و غزلیات را سروده است که تاثیری بی مثال، بر خواننده اش می‌گذارد.
 
مولانا از آن گونه آموزگاران است که با هرکس، به اقتضای ظرفیتش سخن می‌گوید. «رابرت بیلای» مجموعه ای از اشعار او را به من داد و به من گفت: «این سروده‌ها در این قفس پرپر می‌زنند. آزادشان کن.» من هم هفده سال وقت گذاشتم و با دقت و ظرافت، به ترجمه آن‌ها پرداختم. نقش مولانا در ادبیات، همچون «شکسپیر» است.

مولانا نماد آزادی اندیشه، خیال و قدرت خلاقیت است. برخلاف نظر برخی غربیان تمامی‌سروده‌های مولانا، درباره جذبه و حیرت نیست. برخی از آن‌ها به شرایط اجتماعی بشر در روزگار معاصر هم اشاره دارد. به گمان من وجد و سرور، ماهیت اصلی سروده‌های مولانا را شکل می‌دهد. زندگی و وارستگی در نظر وی، دلپذیر و موهبتی بی بدیل است. بیشتر مخاطبان مولانا آدم‌هایی هستند که دوست دارند در نوعی حالت حیرت و جذبه به سر ببرند.
 
سروده‌های عرفانی مولانا این شایستگی را دارد که جای خالی معنویت و اخلاق را در غرب پر کند. امروزه مولانا در جهان، به عنوان بنیان گذار فلسفه هستی و زندگی شناخته می‌شود.

رابرت براون (استاد دانشگاه U.C.L.A آمریکا):
سروده‌های مولانا، سرشار از خلاقیت است. جذابیت و تاثیرات معنوی و مذهبی اشعار وی، بیشتر خوانندگان آمریکایی را شیفته خودساخته است.

نگرش و دیدگاه فلسفی- عرفانی و اشعار سرشار از حیرت، شور و جذبه وی، همچون دریچه امیدی است که افقی جدید را فراروی غربیان تشنه حقیقت گشوده است.
 
سروده‌های مولانا را نمی‌توان به سادگی تفسیر کرد و به شیوه روزمرگی به آن‌ها نگریست.برای درک و فهم ایده و تفکر مولانا، باید به سلاح عرفان و اخلاق مجهز شد. در بیشتر سروده‌هایش می‌توان دعوت او را، به آرامش و صلح سراغ گرفت. بی شک فلسفه زندگی -آن هم زندگی سرشار از عشق- در اشعار مولانا موج می‌زند.

دکتر استفانو پالو (مولوی شناس و استاد دانشگاه ونیز):
سروده‌های مولانا، فرازمانی و فرامکانی است. اندیشه‌های انسان دوستانه و فلسفه انسان گرایانه وی، رمز اصلی ماندگاری سخنان او در میان دوستدارانش، در سراسر جهان است.مولانا در بیشتر سروده‌ها و حکایت‌هایش انسان‌ها را به صلح، گفت وگو، دوستی، مسالمت و آرامش فرامی‌خواند. از نظر وی جهان صحنه خویشتن داری، قناعت و انسان دوستی است.

به همین سبب اندیشه و سخن مولانا بر دل هر خواننده ای از هر سرزمین و با هر فرهنگی خوش می‌نشیند. زیرا در سروده‌های وی نشانه‌هایی فراگیر از فضیلت‌های اخلاقی و انسانی آشکار است.

بی شک می‌توان برداشت‌های متفاوتی از اشعارش داشت. برداشت‌هایی اخلاقی، فلسفی، اجتماعی و عرفانی. حکایات او سرشار از تخیل، رویا، درد، حسرت، شادی و امید است. مولانا به انسان، هستی و روزگار نگاهی خوش بینانه دارد. انسان در هر جای جهان، با خواندن اشعار مولانا دوست دارد با دل کندن از دلبستگی‌ها، به نوعی وارستگی برسد که با خود آگاهی همراه باشد.

پائولو کوئیلو (نویسنده سرشناس برزیلی):
من معتقدم که مولانا آموزگاری است که در نهایت درایت و هوشمندی، درس‌ها و تجربه‌هایش را به رایگان به دیگران می‌بخشد. باید اعتراف کنم که به سبب علاقه وافرم به مولانا، در نگارش بیشتر داستان‌هایم ازجمله «کیمیاگر، که تحت تاثیر سخنان، سروده‌ها، حکایات و آموزه‌های این بزرگ مرد عارف مسلک بوده ام استفاده کرده ام؟

مولانا تنها یک شاعر، حکیم و فیلسوف نیست. و ی چون گنجی است که انگار قرار نیست تمام شود. امروزه محبوبیت مولانا در میان خوانندگان آثار ادبی غرب، به چنان درجه ای رسیده است که برای شناخت خویش، زندگی و نجات از بحران سرگردانی و پریشانی روزگار معاصر و رسیدن به صلح و آرامش روحی، تنها به سروده‌های او پناه می‌برند.
امیدوارم که مورد پسند دوستان بوده باشد ...
شاد و مانا باشید .
انوشه در سایه دادار .
خاک پای درگاه خردمندان ...
محمد علی چراغ زاده


[ دوشنبه یازدهم دی 1391 ] [ 8:16 ] [ محمد علی چراغزاده ]
درود بر دوستان ادبدوست...

با شعری از حضرت مولانا در خدمت یکان یکان شما عزیزان هستم... :

 

رستم از این نفس و هوا زنده بلا مرده بلا                            زنده و مرده وطنم نیست بجز فضل خدا

رستم از این بیت و غزل ای شه و سلطان ازل                     مفتعلن مفتعلن مفتعلن کشت مرا

قافیه و مغلطه را گو همه سیلاب ببر                                  پوست بود پوست بود درخور مغز شعرا

ای خمشی مغز منی پرده آن نغز منی                               کمتر فضل خمشی کش نبود خوف و رجا

بر ده ویران نبود عشر زمین کوچ و قلان                               مست و خرابم مطلب در سخنم نقد و خطا

تا که خرابم نکند کی دهد آن گنج به من                              تا که به سیلم ندهد کی کشدم بحر عطا

مرد سخن را چه خبر از خمشی همچو شکر                       خشک چه داند چه بود ترلللا ترلللا

آینه ام آینه ام مرد مقالات نه ام                                          دیده شود حال من ار چشم شود گوش شما

دست فشانم چو شجر چرخ زنان همچو قمر                        چرخ من از رنگ زمین پاکتر از چرخ سما

عارف گوینده بگو تا که دعای تو کنم                                     چونک خوش و مست شوم هر سحری وقت دعا

دلق من و خرقه من از تو دریغی نبود                                   و آنک ز سلطان رسدم نیم مرا نیم تو را

از کف سلطان رسدم ساغر و سغراق قدم                         چشمه خورشید بود جرعه او را چو گدا

من خمشم خسته گلو عارف گوینده بگو                              زانک تو داود دمی من چو کهم رفته ز جا

[ پنجشنبه نوزدهم آبان 1390 ] [ 12:50 ] [ محمد علی چراغزاده ]

سه مقاله ازحسین نصر، ویلیام چیتیک و آن‌ماری شیمل

اندیشه  - سه مقاله منتشر نشده در یک اثر دوزبانه فارسی و انگلیسی ازسیدحسین نصر، ویلیام چیتیک و آن‌ماری شیمل در یک مجموعه با عنوان "گنجینه معنوی مولانا" منتشر شده است.

به گزارش سرویس اندیشه خبرآنلاین "گنجینه ی معنوی مولانا" شامل متن هایی در سه بخش اصلی زیر است.

در بخش اول، در ابتدا ترجمه ی کوتاه شده ای از کتاب انگلیسی دکتر سیدحسین نصر با عنوان مولانا جلال الدّین رومی، شاعر و عارف عالی مقام ایرانی می آید. دکتر نصر در این اثر پس از بحثی مختصر درباره ی زندگانی و آثار مولانا، با استفاده از مفهوم زیبایی و تمایز میان صورت و معنی در عرفان مولوی شرحی بسیار کوتاه از تعالیم او به دست می دهد و در بخشِ پایانیِ کتابِ خود گزیده ای از ترجمه های ویلیام جونز، ویلیام ردهاوس، وینفیلد، پالمر، ادوارد براون، رینولد نیکلسن و آربری از مثنوی و رباعیاتِ مولانا ارائه می دهد. متن کامل انگلیسی نیز در پایان کتاب حاضر ذکر شده و بخش سومِ آن را تشکیل می دهد.

دومین متن بخش اول، اثری است از دکتر آنِماری شیمل که ترجمه ی مقاله ای است از ایشان با عنوان مولانا: دیروز، امروز و آینده.


ادامه مطلب
[ یکشنبه هجدهم بهمن 1388 ] [ 18:26 ] [ محمد علی چراغزاده ]

جهان شعر، جهان آشتی است 

 

Weltpoesie ist Weltversoehnung

 

گزيده‏اى از ترجمه‏هاى شاعرانه آنه‏مارى شيمل(Annemarie Schimmel)

 

به ‏انتخاب خسرو ناقد

 

انتشار در کتاب: افسانه خوان عرفان. نگاهی به زندگی، آثار و افکار پرفسور آنه‏مارى شیمل. به کوشش حسین خندق آبادی. تهران: مؤسسهء توسعه دانش و پژوهش ایران، 1381.

 

 عرفان اسلامى با شعر عجين و همزاد است. اين كه بخشى بزرگ از حكمت و فلسفه اسلامى نيز به‏زبان شعر جارى شده است، در اينجا نيازى به‏تأكيد ندارد؛ اخلاق كه جاى خود دارد. حال آنكس كه گام در اين گستره پهناور مى‏گذارد، خاصه آنكه قصد تحقيق و تفحص در وادى بى‏انتهاى عرفان اسلامى دارد، ناگزير شعرشناسى و شعرسنجى و شعرفهمى را شرط كار خود قرار مى‏دهد.

 


ادامه مطلب
[ پنجشنبه هفتم خرداد 1388 ] [ 16:2 ] [ محمد علی چراغزاده ]

به نام آن نایی که نوا در نای ما از نای اوست

درود بر همه عزیزانی که در نبود بنده مهر خود را در نمود نظرات ارزنده شان برایم به یادگار گذاشتند.

 

به دلیل کسالتی که برای بنده پیش آمده بود و نیز تحقیقی که برایم زمانی باقی نگذاشته بود (و هنوز هم ادامه دارد) نتوانستم این نوشته گاه را به روز نمایم.

این بار با مقاله ای که در کاوشهایم در سایت تبیان با آن رو برو شدم به خدمتتان رسیدم.

امیدوارم که مفید فایده قرار بگیرد:

 

ما ز قرآن مغز را برداشتيم

كارشناسان از حضور مفاهيم قرآن در انديشه مولانا می‌گويند

 كارشناسان ، مفاهيم قرآن ، انديشه مولانا

  آيات خداوند و احاديث پيامبر (ص)، بزرگ‌ترين و پهناورترين منابعی است كه به‌راستی اساس تعاليم مثنوی و محور اصلی انديشه‌های مولانا بر آن استوار است.

 

به گزارش خبرگزاری قرآنی ايران (ايكنا) :مولانا به واسطه انديشه انسانی نشأت گرفته از آموزه‌های قرآنی‌اش امروز در تمامی نهادهای علمی و فرهنگی دنيا مقام و منزلتی بيش از پيش پيدا كرده است،


ادامه مطلب
[ پنجشنبه یکم اسفند 1387 ] [ 13:28 ] [ محمد علی چراغزاده ]
سنائی و مولانا

معانی و الفاظ نو ظهور عرفانی در شعر و سخن سنائی در اشعار و اندیشه‌های دیگر استادان سخن فارسی همچون مولانا تأثیر گذارده و در مواردی بازتاب مستقیم داشته‌اند.
به همين دليل اين بار در وبلاگ به اين شخصيت مي پردازم:

بیوگرافی و زندگینامه

سنايي حكيم ابوالمجدود مجدودبن آدم سنايي، شاعر بزرگ و عارف عاشق در اواسط يا اوايل نيمه دوم قرن پنجم هجري قمري درغزنين چشم به جهان گشود


ادامه مطلب
[ شنبه یازدهم آبان 1387 ] [ 0:34 ] [ محمد علی چراغزاده ]
درود.

شهادت جانگداز مولاي متقيان امير مومنان حضرت علي (عليه السلام) را به تمامي شيعيان آن حضرت تسليت عرض مي نمايم.

اي شاه شاهان جهان الله مولانا علي

اي نور چشم عاشقان الله مولانا علي...

 

به مناسبت اين شبها كه شب قدر در آن نهفته شده است و در گذشت عموي بزرگوارم كه بر تالم خاطرم افزوده است تا چند روز آينده نمي توانم وبلاگ را به روز نمايم و اگر جواب نظري را هم نداده ام به همين علت بوده است...

اما در هفته آينده روز بزرگداشت بزرگ مرد عرفان و ادب و حكمت و... حضرت مولانا مي باشد.

به نظر شما براي بهتر برگزار شدن اين مراسم چه بايد كرد؟

با ذكر فاتحه اي براي عموي مرحومم باعث شادي روح ايشان و تسكيني بر داغ من مي شويد...

خاك پاي همه ي شما عزيزان...

محمد علي چراغ زاده

[ یکشنبه سی و یکم شهریور 1387 ] [ 13:22 ] [ محمد علی چراغزاده ]
درود.

مهدي جان بيا،ديگه طاقت انتظارنداريم.

در ابتدا ولادت منجی عالم بشریت ، صاحب زمین و زمان حضرت مهدی موعود را به تمامی شیعیان آن حضرت تبریک عرض می نمایم و سپس نظر شما را به مطلب زیر جلب می نمایم:

در بررسی آثار مولانا نباید تاثیر پذیری این عارف بزرگوار را از عطار و سنایی نادیده گرفت.

همان طور که خود وی در جای جای آثارش به این مطلب اشاره می کند برای مثال می فرماید:

عطار روح بود وسنایی دو چشم او

ما از پی سنایی و عطار آمدیم...

به همین مناسبت سخنان استاد بزرگوار دانشگاه ، مولانا شناس و عطار شناسی فرهیخته جناب دکتر میر جلال الدین کزازی را در این مورد در وبلاگ برای شما عزیزان به نمایش می گزارم و امیدوارم که مفید فایده قرار بگیرد.

 

دکتر کزازي:مولانا بدون عطار هرگز به جايگاه والاي ادب ‌ايران نمي‌رسيد 

ایشان افزودند: اگر عطار نيشابوري نبود مولانا هرگز بدان پايه بلند در فرهنگ، ادب و عرفان ايران زمين دست نمي‌يافت.

   دكتر مير جلال‌الدين كزازي  در همايش روز ملي بزرگداشت عطار نيشابوري  افزود: عطار نيشابوري زمينه ظهور و بروز مولانا جلال‌الدين بلخي را در تاريخ و ادب ايران زمين فراهم كرد


ادامه مطلب
[ شنبه بیست و ششم مرداد 1387 ] [ 17:41 ] [ محمد علی چراغزاده ]
درود.

این بار به خاطر اتفاق های گوناگونی که برایم افتاد و وقت مرا گرفت کمی دیر خدمت شما عزیزان رسیدم.

در همین جا از تمام عزیزانی که مرا به وبلاگشان دعوت کردند و من نتوانستم به موقع به وبلاگ آن عزیزان سر بزنم عذرخواهی می کنم.

راستش را بخواهید من در تابستان آن قدر سرم شلوغ می شود که فرصت چندانی برای رسیدگی به اینترنت برایم باقی نمی ماند  ، الان هم که باید برای سفر بزرگی آماده بشوم ...

بهترین راهنما برای کسی که سفر می کند و اهل سفر است توشه و وسایل مورد نیاز در سفر است. و من نیز چند هفته ای هست که مشغول جمع کردن توشه راه هستم...

به هر حال این اتفاق ها و همچنین دید و بازدید از خانواده ، دوستان ، اساتید و... نیز در این مدت وقت زیادی را از من گرفت.

امید وارم تابستانی خوب و همراه با موفقیت های فراوان داشته باشید.

مانا باشید.

بدرود.

م.ع.چراغ زاده

در ادامه توجه شما عزیزان را به مقاله ای زیبا از مولانا نیوز که به نظرم در خور توجه می آمد جلب می کنم:

سرویس فرهنگ و ادب : علت گرايش غربي‌ها به مولانا از زبان «ويليام چيتيك»

 

 

«ويليام چيتيك» اسلام‌شناس و عرفان‌پژوه علت گرايش غربي‌ها به مولانا را در چند سال اخير بازگو كرده و يكي ار دلايل آن را تشنگي غربي‌ها به معنويت دانسته است.

به گزارش خبرنگار ادبي فارس، «ويليام چيتيك» در مصاحبه تفصيلي‌اش با «محمدعلي نيازي» در يادنامه‌اي كه «انجمن آثار و مفاخر فرهنگي» به مناسبت مراسم تجليل‌ از وي به چاپ رسانده، گفته است: علاقه و توجه غربيان امروز به


ادامه مطلب
[ سه شنبه هجدهم تیر 1387 ] [ 11:7 ] [ محمد علی چراغزاده ]
  دوباره با يك خبر جالب برخورد كردم كه خواستم با شما نيز در ميان بگذارم و در ادامه مطلب يك مقاله خواندني قرار دادم.خوشحال مي شوم اگر با نظرهاي زيبايتان مرا در پيشبرد هرچه بهتر وبلاگ ياري نماييد.

آیا مولوی ایرانی است؟! !!!

دولت های سه کشور ترکیه، افغانستان و مصر بودجه ای را به برگزاری مراسم هشتصدمین سال تولد جلال الدین محمد مولانا شاعر و عارف برجسته ایرانی اختصاص داده و از سوی سازمان یونسکو به عنوان برگزارکنندگان سال مولوی به رسمیت شناخته شده اند.

سازمان یونسکو طی خبری که اخیراً منتشر کرده است، اعلام کرده که این سه کشور برای برگزاری مراسم بزرگداشت سال مولوی به طور رسمی اعلام آمادگی کرده اند.
یونسکو در خبر خود از مولوی به عنوان فیلسوف و شاعری اسلامی یاد کرده و در هیچ قسمتی از خبر به ایرانی بودن و حتی فارسی زبان بودن این شاعر اشاره ای نکرده است.
اعلام چنین خبری از سوی یک سازمان معتبر جهانی بی تردید غرور ملی ایرانیان را جریحه دار می سازد.
در حالی که سه کشور ترکیه، افغانستان و مصر از ماه ها قبل برای سمینارهای بین المللی سال مولوی از مولوی شناسان سراسر جهان دعوت به عمل آورده و برنامه های بی شماری را در این زمینه تدارک دیده اند، مسئولان فرهنگی ایران برای بزرگداشت شاعر ملی خود در سالی که از سوی مهم ترین سازمان جهانی به نام او نامگذاری شده است، چه اقدامی انجام داده اند؟! 
برخی از علاقمندان به مولوی می گویند ایران به عنوان کشوری که ملیت مولانا به آن بازمی گردد و اشعار او سراسر به زبان مردم این مرز و بوم سروده شده است، برای بزرگداشت این چهره جهانی نباید تنها به دعوت از یک مترجم آمریکایی اشعار مولوی و اعطای دکترای افتخاری به او بسنده کند.

اميد وارم كه به اين مسايل توجه جدي شود تا خدايي نكرده با ..... مواجه نشويم.

 


ادامه مطلب
[ سه شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1387 ] [ 15:4 ] [ محمد علی چراغزاده ]


درود فراوان خدمت تمامي عزيزان فرهنگ دوستم
.

اگر مدتي وبلاگم را به روز نكردم دليلش اين بود كه مي خواستم مقاله اي تهيه كنم تا بتوانم دسته پر برسم خدمت شما عزيزان ولي راستش را بخواهيد هر مقدار كه در مورد مولانا بيشتر مطالعه مي كنم بيشتر به ناتواني خودم در شناختن اين شخصيت بزرگ پي مي برم.
وقتي كه شرح مثنوي شريف نوشته استاد فروزانفر را مطالعه مي كردم ديدم در مقدمه اين كتاب ايشان مي فرمايند:
پس از خواندن كتاب ها و شرح هاي فراوان وتحقيهاي بسياري كه پيرامون مولانا انجام داده ام حالا بدون هيچ اغراقي عرض مي كنم كه حتي به سري از اسرار مولانا نتوانسته ام پي ببرم.
در شرحي كه علامه جعفري بر مثنوي نوشته اند نيز به مطلبي شبيه با آن بر خورد كردم.
و استادان ديگر نيز كم و بيش به اين مطلب اشاره كرده بودند.
حالا من كه حتي نمي توانم ادعاي شاگردي شاگردان ايشان را بكنم چگونه مي توانم دست به قلم برده و در مورد اين انسان بزرگوار كه بي شك انساني كامل و عارفي واصل بوده است مطالبي بنگارم.
ولي من اين بار با سوالي كليدي وبلاگم را به روز كردم تا بتوانم از اين راه گفتگويي با شما عزيزان داشته باشم.
به نظر شما كليدي ترين مفهوم در مثنوي مولانا (يا پيرامون شخصيت مولانا در مثنوي و ديگر آثارش) چيست؟
با پاسخ هاي به جاي خودتان در اين گفتگو شركت فرماييد.
سال نو را به شما عزيزان تبريك عرض ميكنم و براي شما بهترين آرزو ها را دارم.
مانا باشيد.
بدرود.
محمد علي چراغ زاده
[ یکشنبه چهارم فروردین 1387 ] [ 18:15 ] [ محمد علی چراغزاده ]

 به نام آنکه وجودم ز وجودش به وجود آمده است

بخشی از سخنان دکتر کزازی در باره مولانا

   kazzazi 026                  

دکتر میر جلال‌الدين كزازي معتقد است: انديشه‌هاي مولانا چونان بزرگ‌ مردي كه در دل تاريخ و فرهنگ ايران پرورده شده است، آن‌چنان آزادمنشانه و از هر بند رها هستند، كه در هيچ مرز و كراني نمي‌گنجند.

MOLANA

اين استاد زبان و ادبيات فارسي دانشگاه در ادامه‌ي سخنانش در  روز بزرگداشت مولوي، تصريح كرد: اگر بخواهيم در پهنه‌ي ادب پارسي چند سخنور را برگزينيم كه بر ستيغ مي‌روند و سالاران سترگ سخن هستند، بي‌هيچ گمان يكي از آنان مولاناست. از نگاهي بسيار فراخ، گونه‌هاي سخن پارسي را در سه دسته بخش مي‌كنم؛ يك رزم‌نامه‌سرايي كه برترين چهره‌ي آن، «فردوسي» است. دو ديگر بزم‌نامه‌سرايي است كه چهره‌ي برجسته و نامدار آن، «نظامي» است. سه ديگر رازنامه‌سرايي يا ادب‌ نهان‌گرايانه كه برترين و نامدارترين سراينده در اين گونه‌ي ادب پارسي، «مولانا» است.


ادامه مطلب
[ چهارشنبه یکم اسفند 1386 ] [ 19:57 ] [ محمد علی چراغزاده ]

منظره شب مسجد جنب مقبره مولانا

مولانا متولد بلخ است جایی در شمال شرقی ایران. پدر ایشان یا سلطان العلماء به دلیل اختلاف با زعمای قوم و به ویژه امام فخر رازی به شکل قهر بلخ را ترک میکند و به منتها الیه غربی سرحدات ایران یعنی قونیه مهاجرت میکند که این سیر چیزی حدود ۸ سال طول میکشد.لذا نولانا شاعری پارسی گوی است اما ترکها به این دلیل که قبرش در مرکز ترکیه قرار دارد با تبلیغاتی تحسین برانگیز چنان جا زده اند که در بروشور داخل خطوط هواپیمایی ترک به مثنوی گفته شده بود :TURKISH BIBLE یعنی انجیل ترکی. البته سرمایه گذاری وسیع در این زمینه هم کرده اند و بهره های مالی فراوان نیزمیبرند


ادامه مطلب
[ پنجشنبه یازدهم بهمن 1386 ] [ 11:45 ] [ محمد علی چراغزاده ]
غزلیات شمس
دکتر محمدرضا شفیعی کدکنی


غزلیات شمس تبریزی، که به «دیوان شمس» و «دیوان کبیر» نیز شهرت دارد، مجموعه غزلیات مولاناست. بی‌گمان در ادب پارسی و فرهنگ اسلامی و فراتر از آن در فرهنگ بشری در هیچ مجموعه شعری به اندازه دیوان شمس حرکت و حیات و عشق نمی‌جوشد.
اگر شعر را «گره خوردگی عاطفه و تخیل که در زبانی آهنگین شکل گرفته باشد» تعریف کنیم، عناصر سازنده آن عبارت خواهند بود از: عاطفه، تخیل، زبان، موسیقی، تشکل.

 

آرامگاه مولوی


ادامه مطلب
[ پنجشنبه یازدهم بهمن 1386 ] [ 10:55 ] [ محمد علی چراغزاده ]
درباره وبلاگ

امکانات وب